|
امير..نقطه
|
این هم از من به قلب نازک تو (امير) .... پسر ون رفته تو چرا مینالی از دوریش
مي خواي بزاري بري ببيني بد تو من
عيبي نداره اي كاش،قلبت واسه من جا داشت
هر وقت شكل نيلوفراي آبي رو نگاه ميكنم ياد تو مييفتم عزيزم
در آرامش تو به سختی میخوابی از دوریش
حالا یا ایراد از تو بود یا ایراد از ون
میدونم کینه داری تو دل با این حال از ون
عقیل اشک نریز یکم ساکت شو
به کوریه این مخاطبه شده باز عاشق شو
بگو یه خداحافظ خودت راحت کن
تو دیگه ونو نمیخوای اینو ثابت کن
یادته هر وقت که سرشو میذاشت رو شونهات
از شادی جاری میشد تو اشک رو گونهات
چرا چون فکر میکردی ون عاشقته نه
اما حیف تو بودی آدمه ساده ای مثل من
فرقمون اینه تو به روت میاریو من نه
فرقمون اینه که تو خیلی عاشقیو من کم
بدون پسر رسم عاشق کشی اینه
خوب چی کار کنم عاشق شدی دیگه
عاشق شدی دیگه............................
با كسي ديگيم يا فقط تو كف تو ام
اينكه من تورو مي خوام معلومه غير مستقيم
آره تو منو نمي خواستي بود عيب تو همين
ازت ممنونم اگه با من موندي زوركي
آره ممنونم اگه بازم خوندي زوركي نامه هامو
حالو روزمو نپرسو برو ديگه
بدون مهرداد هر جا بيشينه داستانه تورو ميگه
برو ولي يه لحظه هم فكر نكن كه قيدتو زديم
خواستي دلمو ببري،بردي خدايشم
تنها بدي عشق اينه كه عاشقا جدا ميشن
ازت ممنونم اگه واسم دل ميسوزوني تو
آره ممنونم اگه هنوزم به فكرمني تو
بگو اندازه من كي مي خوره غم تو
راستي راستي نمي خواي بيام به ديدن تو 
حيف كه دلت از سنگه،واسه دلم جا تنگه
عيبي نداره ميرم،قلبمو پس ميگيرم
اما بدون من بي تو،داغون ميشم،ميميرم
عيبي نداره احساس،نداري اي بي انصاف
اشكام دارن ميريزن،همينو دلت ميخواد
گوش كن به گريم خدا،چرا بايد من جدا
بمونم اينجا تنها،بسوزم پاي غمها
عيبي نداره ظالم،منو شكستي دائم
تنها غريب ميدونست،چه جوري دلت تونست
عيبي نداره بازم،با بي كسي ميسازم
ميدوني هنوز هم خراب اون چشاتم
من مردم اين روزا يه جورايي تو اين دنيا
وقتي عصبي ميشم وايميسم تو رويا
ميسه روزايي كه بهم دوروغ ميگفتي با چشات
تا آخرين باري كه ديدمت دم در دانشگاه
من هنوز يادمه تورو ميديدمت دم كتابخونه
ورق كتابها خيس بود اون اشكه چشام بودش
من همه ي ناراحتييام بود از دل بارومه
چون ميدونستم زندگيم بي تو هر دفعه كاووسه
برده ي خاموش شهر قشنگ وسط سفره
تو چيزي واسم نذاشتي جز يه دست خط مرده
كاري كردي كه همه ي وغده هام تو اروده باشه
تو كارم هم نميتونم بكنم يه حركت خشكه
از رگ خشك من معلومه خوني نيست تو بدنم
اين يه بار هم فقط با اشكهاي خيسم خوندم ازت
من از همه ي بهار هاي زندگيم موندم عقب
و اين روزها مسير زندگيم مثله ذوذنقست