|
امير..نقطه
|
دوستت دارم
در اين سکوت شب در اين تنهايي جز ياد و
خاطراتت چيزي مرا از تنهايي رها نمي کند
وقتي در چشمهايم نگاه کردي و گفتي دوستت
دارم،حس کردم هيچکس نمي تواندتو را از من
بگيرد ...
کاش میدیدم ...
کاش می دیدم ، چیست !
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است ؛
من ،در آن لحظه که چشم تو به من مینگرد ،
برگ خشکیده ی ایمان را ،
در پنجه ی باد ،
رقص شیطانی خواهش را ،
در آتش سبز ،
نور پنهانی بخشش را ،
در چشمه مهر،
اهتزاز ابدیت را می بینم ،
پیش ازین سوی نگاهت نتوانم نگریست ،
اهتزاز ابدیت را یارای تماشا یم نیست ،
کاش می گفتی چیست ،
آ نچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست ،